54 بدون دیدگاه

مقالات کیمیا ۲

 

” معرفت، محبت، عشق ”

محبت چون به غایت رسد آن را عشق خوانند

و عشق خاص تر از محبت است

زیرا که همه عشقی محبت باشد، اما همه محبتی عشق نباشد

و محبت خاص تر از معرفت است

زیرا که هر محبتی معرفت باشد، اما همه معرفتی محبت نباشد.

پس اول پایه معرفت باشد و دوم پایه محبت و سوم پایه عشق.

و به عالم عشق که بالای همه است نتوان رسیدن،

تا از معرفت و محبت دو پایۀ نردبان نسازد.

و معنی خُطوَتیْنِ وَ قَد وَصَلْت این است.

سهروردی، مجموعه آثار

□ این محبت هم نتیجۀ دانش است

کی گزافه بر چنین تختی نشست

دانش ناقص کجا این عشق زاد

عشق زاید ناقص، اما بر جماد

مولانا

□ در تک آن راه دو منزل شدم

تا به یکی تک به در دل شدم

نظامی

 

برگرفته از کتاب ” متون عرفانی به زبان فارسی ”

اثر استاد حسین الهی قمشه ای

 

 

 

 

«گیتی تماشاخانه است»

فراخنای جهان به مثابه تماشاخانه ای است

و این همه مرد و زن که در آن زندگی می کنند بازیگرانی بیش نیستند.

هر یک به نوبه خویش از دری به صحنه نمایش وارد می شوند

و از درِ دیگر بیرون می روند.

هر یک از بازیگران چندین قسمت گوناگون را متعهدند

که به مقتضای سن، به هفت دوره منقسم می شود:

نخست طفلی پیدا می شود که در آغوش دایه دست و پا می زند و تاتی می کند.

آنگاه پسری پیدا می شود که چهره اش مانند آسمان بامدادی

پرطراوت و پر فروغ است

و انبانکی بر پشت نهاده

مانند حلزون با بی میلی فراوان پای بر زمین می کشد و به مکتب می رود.

آنگاه عاشقی جوان را می بینیم که مانند کوره آهنگران آه آتشین می کشد

و بر لبش غزلی سوزناک در ستایش ابروان دلبندی می گذرد.

پس از آن سربازی مشاهده می شود که ناسزاهای عجیب به زبان می آورد

و ریش پیچیده و تیره رنگ دارد.

در پاس شرف و ناموس آماده و برای نزاع و مخامصه عجول و نابردبار است

و شهرت و نام بلند را، که چیزی جز حبابی بر روی آب نیست،

در همه جا، حتی در دهان توپ، جستجو می کند.

بعد دادستانی پدیدار می گردد که شکمی فربه و درشت دارد

و دیدگانش بسیار ایرادگیر است.

او ریش کوتاه کرده

و هرچه می گوید اندرز یا سخنی حکیمانه و به اقتضای موقع است.

این شخص نیز قسمت خویش را بازی می کند و می گذرد.

آنگاه شخص لاغراندام با چهره چین خورده به صحنه می آید

او کفش نرم پوشیده ، عینکی بر بینی نهاده،

پاهایی باریک دارد، که از پیمودن پهنه گیتی می لرزد.

آهنگ مردانه و رسایش به صدای کودکان مبدل گشته،

به جای اصوات و حروف از دو لبش صدای صفیر شنیده می شود.

در منظره آخر

که پایان این تاریخچه پرحادثه و شگفتی آور زندگانی آدمی است،

دوباره دوره کودکی پدیدار می گردد،

جثه ای بدون چشم، بی دندان، بی ذوق و بی همه چیز را

برای عبرت ما دقایقی چند به صحنه تماشاخانه می آورند

و از در دیگر بیرون می برند

 

شعر از ویلیام شکسپیر

ترجمه لطفعلی صورتگر

فایل صوتی از shigeru umebayashi آهنگساز بزرگ زاپن در فیلم in the mood for love
Image result for PLAY PNG
به قلم جناب حمید جعفر شعاعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

*

سایت آچار فرانسه سایت آموزش ها و ترفند ها
آچار فرانسه کار خود را از اسفند 94 آغاز کرده است.
ماشین حساب آنلاین آچار فرانسه





تبلیغات شما


طراحی و سئو شده توسط گروه طراحی هانیواhaniva-design.ir